دو بار تکرار آه به تمام وقایع چند ساعت گذشته هم دلم رو خنک نکرد.اصلا چطور ممکن بود بشه این دل آتیش گرفته ی من و خنک کرد؟کلید رو چرخوندم و درو باز کردم .درو با صدا به هم کوبیدم.بدون رعایت کسی.تکیه داددم به دیوار.شالمو از سرم کندم
_به جهنم
به جهنم بلند دیگه ای گفتم.شالمو انداختم رو زمین.چشمام ذوق ذوق میکرد.از صبح رو هم نذاشته بودمش.
محکم با مشت کوبیدم به دیوار.یک ذره از خشمم کم نشد
برچسب:
نویسنده: باران کوهی
تاريخ: جمعه
11 آبان
1397 ساعت: 0:53